X
تبلیغات
رایتل

توانبخشی فرآیندی است منسجم، مستمر و پویا، چرا که وقتی سخن از قادر سازی فرد معلول به میان می آید، نه تنها نظام خانواده و آموزش و پرورش بلکه سازمانهای حمایتی، طراحان معماری شهری، رسانه های ارتباط جمعی ، صاحبان مشاغل و نظام آموزش عالی و ... هر کدام به نوعی می کوشند تا زیرساخت های توانبخشی بر اساس ارکان زندگی اجتماعی شکل یابد و در نهایت این فرآیند توانمندسازی بر پایه عناصر موجود در ساختار جامعه امروز محقق گردد. حال بد نیست تا به نقطه آغازین این سلسله تلاشها بازگردیم.
از زمانی که معلولیت یک فرد برای خانواده محرز می گردد، نه تنها شخص مبتلا بلکه والدین و سایر اعضای خانواده نیز عملا وارد حوزه توانبخشی می شوند. تامین سلامت روانی خانواده  دارای فرزند معلول مهمترین موضوعی است که در این مرحله از توانبخشی مد نظر روانشناسان و متخصصان بهداشت روانی قرار دارد; زیرا مادام که والدین آگاهی لازم  در خصوص علل زیست محیطی و اجتماعی معلولیت فرزندان خود و شیوه برخورد با آنان نداشته باشند، انگیزه لازم برای مشارکت در فعالیت های توانبخشی نخواهند داشت. اینجا است که روانشناس با استعانت از اصول روانشناسی معلولان و بهره مندی از شیوه های موثر در زمینه مشاوره خانواده، می کوشد تا از خلال بحث و گفت و گو با پدران و مادران و با توجه به نوع ارزش ها، اعتقادات و میزان دانش و آگاهی آنان ، معلولیت فرزندان را برای آنان تشریح کند. روانشناسان همچنین می کوشند تا با بررسی نوع رابطه سایر اعضای خانواده (اعم از خواهران و برادران و دیگر بستگان) با فرد معلول، بافت ارتباطی مناسبی در محیط منزل ایجاد کنند تا عضو معلول خانواده بتواند در سایه چنین روابطی، خود را برای کسب استقلال در زندگی آتی مهیا سازد. بنابراین جایی برای انکار این واقعیت نیست که روانشناسی معلولان، سنگ بنای نظام توانبخشی است; زیرا تا زمانی که سلامت روانی والدین فرزندان معلول تضمین نشود، ارائه خدمات اجتماعی و توانپزشکی به فرد دارای معلولیت و خانواده وی بی معنا خواهد بود. بدیهی است که قرار گرفتن والدین در مدار توانبخشی نیز از اعتقاد آنان نسبت به اثر بخشی این فعالیتها منبعث می گردد.
فرد معلول نیز همچون سایرین، مراحل مختلف تحول را پشت سر می گذارد و با ورود به مرحله نوجوانی، ذهن و روان خود را با مسائل تازه ای مواجه می یابد. آیا وی می تواند همچون دیگر دانش آموزان آزادانه رشته تحصیلی خود را انتخاب کند؟ جاذبه فردی و اجتماعی وی تا چه اندازه متاثر از معلولیت او خواهد بود؟ چگونه می تواند با جنس مخالف ارتباط برقرار کند و آیا اساسا موفقیتی در این رابطه خواهد داشت؟ اینها بخشی از سوالاتی هستند که که روانشناس متخصص در امور معلولان می کوشد تا با توجه به گستره  دانش و آگاهی خود، پاسخی مقتضی برای آنها یافته و روح و روان نوجوان معلول را از رنج ناشی از ناآگاهی نسبت به این مسائل برهاند. وی تلاش می کند تا والدین انتظارات خود را با قابلیت های فرزند کم توان ذهنی خود متناسب سازند; شیوه آموزش رفتارهای اجتماعی به نوجوانان نابینا و ناشنوا را بیاموزند و فرزندان دارای مشکلات جسمی و حرکتی را به منظور افزایش مشارکت های اجتماعی ترغیب کنند. آنچه بر اهمیت کار روانشناسان در این دوره می افزاید وجود این حقیقت است که نوجوانان دارای معلولیت و خانواده های آنان، به منابع آموزشی خاص این دوره از رشد، (به ویژه در خصوص کودکان و نوجوانان مبتلا به نارسایی های ذهنی، حسی و حرکتی) دسترسی چندانی ندارند و بهره مندی از مشورت توام با همدلی مشاوران و روانشناسان ، تنها امکان ارزشمندی است که آنان می توانند در این مرحله از زندگی از آن بهره گیرند. گستره موضوعات روانشناسی معلولان تنها به مراحل کودکی و نوجوانی افراد معلول محدود نمی گردد. رشد و تحول شخصیت فرد معلول و ورود وی به مرحله جوانی، بستری نو برای طرح مسائل تازه تری فراهم می کند که از مهمترین آنها می توان به مقوله ی ازدواج و چگونگی سازگاری شغلی و اجتماعی اشاره کرد. روانشناسان می کوشند تا جوانان معلول را نسبت به قابلیت ها، محدودیت ها و نقش و پایگاهی که در جامعه قادر به احراز آن هستند، آشنا سازند و به آنها بیاموزند که چگونه در تمامی گزینش های خود در طول زندگی از این شناخت استفاده کنند. یک روانشناس یا مشاور حوزه توانبخشی به فرد معلول می آموزد که با توجه به شرایط خاص خود، در انتخاب همسر چه نکاتی را  لحاظ نماید و چگونه به خود باوری لازم در این رابطه دست یابد. وی همچنین نیازمند آن است تا براساس علائق و ویژگی های شخصیتی خویش شغلی را با تمامی محدودیت های موجود برگزیند و علاوه بر آن، چگونگی سازگاری با محیط کار و ایجاد روابط انسانی موثر با افرادی را که در مدار تعامل با وی قرار دارند، فراگیرد. در اینجا نیز یک  روانشناس متعهد تلاش می کند تا مددجوی وی، به تفسیر درستی از موقعیت های پیرامون خود دست یافته و با مشکلات موجود به نحو شایسته ای سازگار شود. بررسی خصوصیات روانشناختی و رفتاری کودکان و نوجوانان معلول به ما می آموزد که چگونه با آنان تعامل نماییم، محتوای برنامه های آموزشی را از چه طرقی با ویژگی های شناختی و عاطفی این دسته از مهارت آموزان منطبق ساخته و در نهایت چگونه آنان را با زندگی و فراز و نشیب های آن سازگار کنیم. اهمیت نقش و جایگاه روانشناسان در عرصه فعالیت های توانبخشی ما را بر آن می دارد تا به طور جدی به خلائی بیندیشیم که در زمینه ارائه خدمات مشاوره  روانشناختی به افراد معلول وجود دارد. از آنجا که تا به حال هیچ گونه برنامه مشخصی برای فعالیت روانشناسان شاغل به کار در مراکز توانبخشی ارائه نشده است آموزش خانواده و مشاوره با مددجویان معلول چنان که باید مورد توجه واقع نشده و در نتیجه،  این تلاشها تنها به صورت موردی و در قالبی کاملا سلیقه ای در مراکز مزبور صورت می پذیرد.
واضح است که راه حل این مساله را نه در این مجتمع ها، بلکه باید در مراکز ستادی سازمان بهزیستی جست وجو کرد. در نخستین گام باید مدیران و مسوولان امر را نسبت به ضرورت ترویج اصول روانشناسی معلولان در زمینه توانبخشی توجیه کرد. گام بعدی آن است که با ایجاد تغییرات لازم در ساختار تشکیلاتی حوزه معاونت توانبخشی، شرایطی را فراهم کرد تا هر یک از گروه های تخصصی مراکز، ستادی اعم از تیمهای کارشناسی امور ناشنوایان، نابینایان، معلولان جسمی متخصص در امور معلولان ایجاد کرده و در سایه آن به تدوین برنامه های آموزشی جامع و کاربردی، به منظور آموزش و مشاوره با افراد معلول و خانواده های آنان بپردازند. باشد که در راستای این تلاش ها بتوانیم توانبخشی معلولان و استعدادهای شگرف این افراد را چنان که باید به جامعه امروز معرفی کنیم.